روزي...
|
|

روزي دلم گرفت و غمم صد هزار شد
دل در حصار سينه کمي بي قرار شد
نه جمعه ، که سه شنبه به ما طعنه ميزند
هيهات عشق ما که فقط انتظار شد
هر لحظه بي حضور تو يکسال مي شود
دور از تو عشق هاله ي گردو غبار شد
پاييز غم گرفته که چشم انتظار توست
ناگاه با شنيدن نامت بهار شد
برگرد تا تمام خودم را فدا کنم
هر لحظه در نبود تو دل غصه دار شد
نفرين به هر چه بي تو نشستن به هر چه عشق
همراه بي قرار اين دل گيتار شد
نظرات شما عزیزان:
ادامه مطلب |
یک شنبه 26 تير 1390برچسب:, |
|
|
|